برای اپراتوران دستگاههای چنگالی که هدف آنها جذب جوانان است، صرفاً دادههای جمعیتشناختی کافی نیستند. این گروه سنی اولویت میدهد به چطور؟ تجربهای که حس خاصی را در آنها ایجاد میکند و نشاندهنده هویت آنهاست، نه صرفاً به نتایج معاملاتی.
طراحی با تمرکز بر روایتگری: هر نورپردازی، اثر صوتی و ظاهر ماشینها باید مشارکت و مستندسازی (فیلمبرداری/عکاسی) را دعوت کند— نه صرفاً مصرف.
بر اساس گزارشی از مککینزی، آنچه عملیاتگران بازی روزانه شاهد آن هستند، با دادههای واقعی تأیید میشود: حدود ۷۲ درصد افراد ۱۸ تا ۳۴ ساله بسیار بیشتر از آنکه به برندهشدن واقعی در بازیها اهمیت دهند، به احساسات اجتماعی و عاطفیای که بازیها در آنها ایجاد میکنند، ارزش قائل هستند. این امر تأثیر واقعی بر رفتار بازیکنان دارد: آنها تمایل دارند مدت طولانیتری در بازیها بمانند، هزینههای بیشتری برای تجهیزات پیشرفته صرف کنند و به مکانهایی که دارای تمهای جذاب و پیوستهای هستند، وابسته شوند. موفقیت دیگر تنها به فراوانی بارهای برندهشدن یک فرد محدود نمیشود؛ بلکه شامل تمام آن لحظات کوچکی است که به سیستم پاداش مغز نیز نفوذ میکنند: آن انتظار نامطمئن قبل از فروپاشیدن دستکش، آن چراغهای درخشان که دقیقاً در لحظات تنشزا روشن میشوند، و آن صدای محکم و قطعی هنگامی که در نهایت شیء مورد نظر با موفقیت گرفته میشود. این تجربیات ظریف هستند که مردم را مدام به بازیها بازمیگردانند و دلیل این است که بسیاری از آنها میخواهند لحظات بازیشان را در فضای آنلاین به نمایش بگذارند.
ماشینهای قلابی دیگر عناصر پسزمینه نیستند—بلکه نقطه تمرکز هستند. برندینگ بصری استراتژیک آنها را به جاذبههایی تبدیل میکند که برای انتشار در اینستاگرام مناسب هستند:
وقتی طراحی حس هدفمندی دارد—نه اینکه بهصورت اضافی و بدون تأمل اعمال شده باشد—به بخشی از داستان مهمان تبدیل میشود. به همین دلیل است که ۶۸ درصد از نسل اُمیلِنها نصبهای بصری متمایز را عکاسی میکنند: آنها در حال عکاسی از یک دستگاه نیستند—بلکه در حال عکاسی از لحظهای هستند که چیزی دربارهٔ خودشان بیان میکند .
یک مکان محلی سرگرمی با تم خاص اخیراً چیزی به نام «لونا لووت» راهاندازی کرده است. این ماشینهای چنگالی با تم فضایی هستند — سطوح ماهی درخشان دارند، صورتفلكیها را روی دیوارها پروژه میکنند و حتی زمانی که کسی برنده میشود، سرعت خود را کاهش میدهند تا بازدیدکنندگان بتوانند لحظهٔ برندهشدن را با دوربین ثبت کنند. اعداد واقعاً خودشان حرف میزنند. سه ماه پس از نصب، این ماشینهای ویژه تقریباً دو برابر ذکر شدن در شبکههای اجتماعی نسبت به ماشینهای معمولی داشتند. با این حال، مردم فقط به آنها نگاه نمیکردند. بازدیدکنندگان شروع به عکاسی در برابر پسزمینههای رنگارنگ سحابیها کردند، لحظات گرفتن جایزه را در حالت فیلمبرداری کندسرعت زیر نور ستارگان شبیهسازیشده ضبط میکردند و بهطور طبیعی از هشتگ مکان در پستهای خود استفاده میکردند. بررسی دادههای داخلی روند جالبی را نیز آشکار میکند: تقریباً ۸۰ درصد از تمام محتوای تولیدشده توسط کاربران مرتبط با این ماشینها از سوی مشتریان نسل Z ایجاد شده است. این موضوع چیزی مهم دربارهٔ استراتژیهای بازاریابی امروزی به ما میگوید: وقتی تجربهها بهطور خاص برای بهاشتراکگذاری آنلاین طراحی میشوند، ارتباطات واقعیای فراتر از صرفاً کلیکها و لایکها ایجاد میکنند.
تبدیل بازی غیرفعال به مشارکت فعال با لایههای دیجیتال تعبیهشده:
این ویژگیها مستقیماً با ذهنیت تجربی تأییدشده توسط مککینزی همسو هستند: آنها بازی فیزیکی را جایگزین نمیکنند—بلکه تأثیر عاطفی و اجتماعی آن را عمیقتر میکنند و هر پیروزی را به رویدادی ریز تبدیل میکنند که ارزش اشتراکگذاری دارد.
نسل زد تنها تیکتاک را تماشا نمیکند—بلکه از طریق آن زندگی میکند. با آنها در جایی که هستند، ملاقات کنید:
یک اپراتور بازی متوجه شد که برچسبهای رسانههای اجتماعی آنها حدود ۴۰ درصد افزایش یافته است، زمانی که شروع به استفاده از پسزمینههای نئون روشن همراه با هشتگهای خنک «#ClawFail» کردند. ا turns out لحظات واقعی بیشتر از لحظات صافشده و حرفهای مورد پاسخ قرار میگیرند. این واکنشهای فوری کوچک امروزه اهمیت بسیاری دارند. به این فکر کنید: وقتی چنگال لرزان میشود، جوایز با زوایای عجیبی میافتند یا کسی دقیقاً پیش از دریافت جایزهای که میخواسته، آن نفس تعجبآور را بیرون میدهد. این تکههای کوچک از عمل، لحظاتی قابل اشتراکگذاری در فضای مجازی ایجاد میکنند. بهترین بخش این است؟ محتوایی که مردم خودشان اینگونه تولید میکنند، بهطور طبیعی توجه بسیار بیشتری در پلتفرمهای اجتماعی نسبت به پستهای رسمی شرکت جلب میکند. منظور ما افزایشی حدود ۲۳ درصدی در میزان تعامل واقعی است.
جوایز خوب به جای اینکه در پایان بهصورت مصنوعی به برنامه اضافه شوند، باید با فرهنگ مخاطب ارتباط برقرار کنند. هنگام انتخاب اقلام، به آنچه جوانان امروزه به آن اهمیت میدهند توجه کنید. در واقع، محصولات محدودالانتشار بسیار مؤثر هستند. به عنوان نمونه، زنجیرههای کلیدی انیمه، صفحههای وینیل ویژه از هنرمندان مستقل، پچهای دوزیشده محبوب طرفداران پوشاک خیابانی و جورابهای برنددار جذاب، و حتی ابزارهای کوچک فناوری—مانند جعبههای محافظ دوربینهای بیسیم گوشی یا چراغهای میزی LED جذاب—همگی گزینههای مناسبی هستند. با این حال، این اقلام تنها نقش پاداش را ایفا نمیکنند؛ بلکه موجب ایجاد گفتوگو بین دوستان میشوند، هیجان را در لحظات بازکردن بستهبندی تحریک میکنند و اغلب نقطه آغاز کلیه مجموعههایی میشوند که علاقهمندان به دنبال اشیای منحصربهفرد هستند.
جایزهها واقعاً باید با نوع مکانی که اداره میکنید هماهنگ باشند. به این صورت فکر کنید: هیچکس نمیخواهد در یک آرکید رترو از وسایل الکترونیکی مینیمالیستی و پیشرفته دیدن کند، همانطور که هیچکس انتظار ندارد در یک بار با تم فضایی از اشیای کارتونی دیدن کند. حفظ انسجام در عناصر، به مردم کمک میکند تا جایی که هستند و ویژگیهای منحصربهفرد آن را به یاد بیاورند. ما متوجه شدهایم که تغییر دادن جوایز بر اساس آنچه در حال حاضر محبوب است نیز عملکرد بسیار خوبی دارد. مثلاً میتوانید هنگامی که آهنگهای خاصی در شبکه اجتماعی تیکتاک ویرال میشوند، محصولاتی با تم تیکتاک طراحی کنید، یا جعبههای ویژهای برای رویدادهایی مانند ماه فخر (Pride Month) یا تعطیلات تهیه نمایید. بازیکنان به دلیل اینکه میدانند چه چیزی را انتظار داشته باشند، بازمیگردند، اما در عین حال از چیزهای جدید نیز هیجانزده میشوند. وقتی جوایز واقعاً با فضای مکان هماهنگ باشند، صرفاً به نظر نمیرسند که اشیای تصادفیای باشند که مردم میتوانند آنها را بگیرند؛ بلکه بخشی از تجربه کلی میشوند، تقریباً مانند پروپهای یک صحنه فیلم که در داستان معنادار و منطقی هستند. خدمات یکپارچه Fun Forward تمامی این موارد را به هم پیوند میزند — انتخاب جوایز، سازگاری تجهیزات و همسویی با تم مکان — و اطمینان حاصل میکند که هر عنصری بهصورت هماهنگ عمل کرده و بازدیدهای تکراری را تقویت میکند.
حق تکثیر © شرکت فناوری گوانگژو فان فوروارد - سیاست حریم خصوصی